اگر سرودهای زیبایی را سردهی ، کسی را خواهی یافت که به آوازخوانیات گوش بسپارد ،
هر چند که در دل بیابانها باشی . (جبران خلیل جبران)
تیتر یک
لینکها
اشعار
سخن یزرگان
نامه های خبرنگار اخراجی
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
گزارش و یادداشت
به دنبال تشخص وهویت درموسیقی
صفاي «سروه» و منش هنر
نواي سحرآميزكامكارهادركرمانشاه
قوری قلعه ،غارشگفتی و زیبایی
اعجاز تمدن و طبيعت در غاركرفتو
اگر سیروان بخشکد.....!
خول ممد!
به ياد معلم مطبوعات[كرمانشاه]
گناهشان چه بود؟!
وقتی كه زرده شیمیایی شد
مانیفست مشارکت قوم بلوچ
ضرورت مطبوعات مستقل
نامه های خبرنگار اخراجی
كردستان يكسال بدون مهندس ادب
خبرنگاران و سیاستمداران
گفتگوی مطبوعاتی
گفتگو با مصطفی شیرزاد/نقاشی
گفتگو با مرتضی صنعتی/موسیقی
گفتگو با بیژن کامکار/موسیقی
گفتگو با عودلا ماچکه ای/موسیقی
گفتگوباپریوش ملکشاهیان/شعر
گفتگو با روژ حلبچه ای/شعر
گفتگو با فروغ امجدی/تئاتر
گفتگو با افشین ناصری/تئاتر
گفتگو با خبات مولودی/موسیقی
گفتگوباتوفیق رفیعی/روزنامه کردی
گفتگوبامحسن میردامادی/سیاست
گفتگوی ندای جامعه بامن/مطبوعات
گفتگو با محمود احمدی نژاد/حکایت
گفتکوبااحسان هوشمند/چشم انداز
گفتگو باکریم کریمپور/کلهر شناسی
گفتگوبا جلیل عندلیبی/موسیقی
گفتگوبا ایرج جمشیدی/کردوپارلمان
گفتگو با جلیل آهنگرنژاد/کرد کلهر
گفتگو با صالح نیکبخت/کرد ترکیه
گفتگوباعلاء باباشهابی/موسیقی
گفتگو بامجیدخان کلهر/کردشناسی
گفتگو با مصطفی معین/سیاست
گفتگو با رشید جلالی/کردشناسی
گفتگو با رحمان قاضی/کردشناسی
گفتگو باقادر الیاسی/موسیقی
گفتگو باسعیدعبادتیان/شعرکلهر
گفتگو با صالح نیکبخت/شمیایی
گفتگو با افشین مرادی/شیمیایی
گفتگو باکیخسرو پورناظری/موسیقی
گفتگو با عباس کمندی/موسیقی
گفتگوی بیشتر
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
مدتی بنا به دلایلی بروز نشدم. به زودی با مطالب جدید می آیم ...
سه شنبه چهاردهم مهر 1388-22:2 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

رمزگشایی از سفردوم دولت به کردستان
فیض اله پیری: تمام مردان دولت نهم در کردستان و تیم مرتبط با سفر در تهران هر آنچه در توان به کار گرفتند تا آنچه که آنها"استقبال" از احمدی نژاد دردومین سفر استانی به کردستان نام نهادند عملی شود ؛ آرزویی که علیرغم سادگی فرمولش،عدالت گویان و مهرورزان نتوانستند آن را بر آورده کنند.به عبارتی ابرو مه و خورشید و فلک دولتی به کار گرفته شد تا دولت نهم بگوید مهرورزان و در رأس آنها احمدی نژاد با استقبال پرشور کردستانیها مواجه شد...
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388-19:34 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته


به امید فرارسیدن بهار آزادی در پس آمدن بهار طبیعت٬ با تبریک فرارسیدن نوزایی دشت و دمن و شکفتن شکوفه ها ٬سالی سرشار از آزادی و شادکامی بدون ریاست جمهوری احمدی نژاد برای همگان آرزومندم.اگر هم نشد عمر ساقی باقی. فعلا من و وبلاگم تا پایان تعطیلات می رویم مسافرت و از شما خداحافظی می کنیم. در اولین فرصت بازگشت تلاش خواهم کرد از سفر هیات دولت به کردستان رمزگشایی کنم و به این سوال پاسخ دهم که چرا رییس جمهور در کردستان مورد استقبال قرار نگرفت؟آیا دولت خود این پیام را دریافته است؟نظر شما چیست؟
یکشنبه دوم فروردین 1388-1:54 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

دامنه ردصلاحیت بالاخره شامل حال ما هم شد و آن را مزه کردیم. از چندروز پیش که موضوع سفر دوم رییس دولت عدالت و حواریون مهرورز به کردستان مطرح بود روابط عمومی استانداری تازه یادش افتاد که 48 ساعت قبل از سفر به برخی خبرنگاران بگوید که مدارک لازم را تحویل دهند. بالاخره در دقیقه 90 ما هم به عنوان خبرنگار ندای جامعه مدارک را تحویل دادیم و 24 ساعت بعد به خبرنگاران خودی اعلام کردند که که فردا در فرودگاه حاضر باشند و حال آنکه کسی ما را در جریان قرار نداد. وقتی از برخی دوستان چرایی این وضعیت را جویا شدیم گفتند که شما تایید صلاحیت نشده ای!! این در حالی است که خبرنگاران رسانه های نزدیک به دولت بعضا با دو خبرنگار و بیشتر در این سفر کار خبری خود را پی می گیرند.البته ما از سعادت مهمی بی بهره نشده ایم و به نظرم روزی خواهد رسید که افراد افتخار کنند که دولت نهم راستگرای راستان به آنان"چپ چپ" نگاه کرده باشد.اما مهم رفتار دولت و تقسیم خبرنگاران به خودی و غیر خودی است که تنها از این دولت بر می آید. یادم هست در سفر اول دولت نهم به کردستان هنگامی که برخی خبرنگاران "دست و پا گم کرده "که برای گرفتن عکس یادگاری با محمود احمدی نژاد شلوغ می کردند، من در لحظه عکس گرفتن ،پشت به دوربین کردم مبادا عکسم با شهریار مهرورزان ثبت شود و البته متاسفانه گوشه ای از پشت پولیورم درعکس نمایان و ثبت شد!
پیداست که شبه خبرنگاران مداح وثناگوی دولت حتی اگر گفته باشند نشریه "سیروان الاغی است که من بر آن سوار شده ام "از اولویت بیشتری برخوردارند و طبیعی است که من بارها به دولت و استاندارش گفته ام بالای چشمتان ابروست غیرخودی هستم. حاشیه ها را قرار است برخی همراهان برایم یادداشت کنند و خود نیز به هر نحو ممکن چنانکه در هاوار و ندای جامعه و کارگزاران (همراه با دوچرخه سواری و تراکتور سواری استاندار) و کوردنیوز و گنج نامه پنج نامه و ... پاسخ دادم ، پاسخ مهرورزیها را خواهم داد ٬ به گونه ای که استاندار یادش بیاید و چون گذشته تعجب کند که گفته بود: من اینجا حرف می زنم، دوربین هم نیست، نمی دانم چطور از هاوار سردر می آورد؟! دیروز کسی با من تماس گرفت و گفت: استاندار به خاطر گزارشت مربوط به نماینده حزب موتلفه در کردستان و پاسخ نمایندگان پارلمان و شورای شهر حسابی حالش گرفته شده و سراغ مسؤلان نشریه را می گرفت!
با این حال گیری استاندار و ... و در شرایطی که من افشا کردم که طرح مسکن مهر در کردستان شکست خورده و استاندار می خواهد طرح تعاونی مسکن صداو سیما را که مربوط به سالها قبل از دولت نهم است به جای پیشرفت مسکن مهر به رییس جمهور گزارش کند٬ به نظر شما آیا ردصلاحیتم برای پوشش انتقادی سفر رییس جمهور به کردستان به حق نیست؟!
گزارش من از سه سخنرانی تحریمی نماینده سنندج در سایت تریبون
واکنش اصلاح طلبان کردستان به سفر دوم 1 2 3 4
چادر نامه های مردم بهره مند از عدالت و مرفه سقز ! به رییس دولت
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387-2:15 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

ارزیابی صاحبنظران کرد از ملی شدن صنعت نفت در ایران
در آستانه ورور به 59سالگي ملي شدن صنعت نفت درايران، شايد سوژهاي كه بيشتر ار هر چيزي در اين مناسبت غريب مينمايد، نگاه کردها به ملی شدن صنعت نفت در ایران و نقش آنها در حمایت از این پدیده ملی تاریخ ایران باشد.در بررسي اين موضوع نسبتا نامانوس اما حقيقي، آنچه كه بيشتر از همه به ذهن متبادرميشود، سوالاتي است كه بعد از ملي شدن صنعت نفت در ايران نه تنها پاسخي شايسته دريافت نكرده، بلكه از اساس تا كنون مجال طرح نيافته و در هيچ محفل و مجلسي رسمي در ایران مطرح نشده و يا دست كم داراي حداقل مكتوبات مستند در میان پژوهشگران معاصر کرد و دیگر ایرانیان است . اما به گواه تاریخ مرمان مناطق کردنشین ایران و نیز نمایندگان آنها در مجلس شورای ملی وقت از حامیان و بعضا هسته های اصلی این جریان تأثیرگذار و سرنوشت ساز تاریخ معاصر ایران هستند. چنانکه پژوهشگران و برهی استاد تاریخی نشان می دهد که این موضوع حتی به میان احساسات برخی شعرا نفوذ کرد و...
این گزارش را برای ویژه نامه«ملی شدن صنعت نفت» به سردبیری کیوان مهرگان نوشتم که در قالب هفته نامه ندای جامعه و تقریبا با محوریت کردها و نفت منتشر شد. بخشهایی از این گزارش که آدرس های نفتی مناطق کردنشین را با خود داشت بنا به دلایلی حذف شد .تلاش می کنم آن را در گزارشی تخصصی و جامع تر به اهل تحقیق و نظر ارایه کنم.
ادامه مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387-19:17 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

رییس دانشگاه کردستان دعوت باراک اوبا رییس جمهور آمریکا به این دانشگاه را تکذیب کرد. غلامحسین کریمی دوستان به کورد نیوز گفت: چنین دعوتی از سوی دانشگاه موضوعیت ندارد و از اساس تکذیب می شود.
داستان از چه قرار است؟
یک پایگاه مجازی که خود را مرکز اطلاع رسانی دانشجویان دانشگاه کردستان معرفی کرده نوشته: «رئيس دانشگاه كردستان، روز دوشنبه در گفت و گويي با پايگاه اطلاع رساني دانشگاه از دعوت وي از باراك اوباما، رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا براي سخنراني در اين دانشگاه خبر داد. بر اساس این گزارش غلامحسين كريمي دوستان ضمن اشاره به دعوت دانشگاه كلمبيا از دكتر احمدي نژاد براي سخنراني و اعلام بلا مانع بودن دعوت دانشگاه هاي ايران از رياست جمهوري آمريكا از سوي وي، گفت:"اين اتفاق در زمان يكي از تندروترين رئيس جمهوران آمريكا اتفاق افتاده است و ما اميدواريم آقاي اوباما بر خلاف جرج بوش كه دعوت دانشگاه فردوسي مشهد را براي سخنراني رد كرد، دعوت ما را بپذيردبه نوشته این صفحه اینترنتی" كريمي دوستان همچنين با اشاره به اعلام صريح دولت جديد آمريكا پيرامون آمادگي اين كشور براي مذاكره مستقيم با ايران در سطوح بالا گفت:" با توجه به پيش گرفتن سياست تغيير از سوي دولت آمريكا اميدواريم اين دعوت گام مثبتي در احياي روابط دو كشور و كمك به حل و فصل مشكلات موجود بردارد." وي افزود: "البته در كنار اين سخنراني، جلسه پرسش و پاسخي نيز براي پاسخگويي آقاي اوباما به سوالات دانشجويان خواهيم داشت." دكتر كريمي دوستان اعلام جزئيات بيشتر را منوط به پاسخ دولت آمريكا به دعوت دانشگاه دانست.»
***
کریمی دوستان در پاسخ چگونگی انتشار این خبر ، تاکید کرد که از موضوع خبر ندارد و آن را پیگیری خواهد کرد.
پنجشنبه هشتم اسفند 1387-15:25 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

ترقی، نشست سنندج را با قهر ترک کرد/احمدی نژاد کاندیدای اصولگرایان است
فيضاله پيري: نشست اعضا و نزدیکان شاخه کردستانی حزب مؤتلفه اسلامی در سنندج با حضور "حمید رضا ترقی" عضو ارشد این حزب بنا به سنت دو سال پیش عملا به صحنه مخالفان و مدافعان کارنامه و رفتار نماینده دولت در کردستان تبدیل شد، با این تفاوت که چهره شاخص مؤتلفه با قهر جلسه را ترک کرد. در یک سوی میدان اعضا و هم نشینان این حزب سنتی جناح راست مواضع شدیدی علیه رفتار استاندار کردستان اتخاذ کردند و از سوی دیگر ترقی تلاش کرد فعالیتهای دولت از جمله استاندار کردستان را موجه تفسیر کند.
ماجرا از آن آغاز شد که جلیل مهدی عراقی دبیر حزب مؤتلفه اسلامی در کردستان در سخنانی با اشاره به شدت فعالیتهای انتخاباتی اصلاح طلبان و مشخص نبودن تکلیف جریان اصولگرا، از ترقی خواست که در خصوص چهره های انتخاباتی و برنامه های این جریان و حزب مؤتلفه اظهارنظرکند، اما چهره راست سنتی جناح راست به جای پاسخ به این سؤال بیش از یک ساعت از سخنرانی خود را به دفاع از عملکرد احمدی نژاد و دولت نهم در حوزه های مخلف و برقراری عدالت اختصاص داد. از این رو قبل از خاتمه اظهارات ترقی، برخی حاضران با طرح پرسشهای صریح در خصوص عملکرد نماینده دولت، چندشغله بودن مدیران دولتی در کردستان ، تحقق نیافتن وعده های استاندار برای رفع محرومیت از کردستان، اعمال روشهای نادرست مدیریتی و برخورد با نیروهای اصولگرا ، انتقادات شدیدی متوجه او کردند.چنین بود که یکی از حاضران جلسه ، ترقی را خطاب قرار داد که چون سنت دو سال پیش به جای دفاع از مواضع اصولگرایان، بدون شناخت،از عملکرد دولت در کردستان دفاع می کند و به گفته وی،" باز هم ما را شستی"!چهره مرکزی مؤتلفه نیز از جایش بلند شد و ضمن ترک جلسه ...
ادامه گزارش خبر درسایت جمهوریت(زندگی چون یوزارسیف)
امروز قصرنیوز خبر در کوردنیوز آفتاب روزنامه اعتماد
یاران باران این یکی معرکه است!
ادامه مطلب
یکشنبه چهارم اسفند 1387-23:50 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

تفاوتهای مصاحبه با احمدی نژاد و مصافحه با خاتمی؛ مسأله این است!
هنگامی که خاتمی بعد از دیدار با کردها برای گرفتن عکس یادگاری توسط اطرافیان احاطه شده بود؛ فرصتی دست داد که از او تقاضای مصاحبه کنم . به شوخی گفتم:آقای خاتمی اگر نتوانم با شما مصاحبه کنم از روزنامه اخراجم می کنند. خیال کردم او را عافلگیر کردم! خندید و گفت: خیلی خوب بیا با هم مصاحفه کنیم ! بعد به جای مصاحبه با ما روبوسی کرد.لای گوش خاتمی گفتم: مصاحفه خوب است امامصاحبه ...؟! خاتمی گفت: بعدا با هم مصاحبه هم می کنیم!! گفتم آقای خاتمی اخراج می شوم ها! گفت: اگر اخراج شدی من هستم! البته خاتمی نمی دانست که مهر اخراج ما را مهرورزان به نفع ازمابهتران زودتر از این زده اند.
خاتمی مصاحبه نکرد اما دروغ هم نگفت. اما احمدی نژاد کتبا به من وعده گفتگو داد و در مقابل دوربین خبرنگاران در فرودگاه سنندج این وعده را تکرار کرد اما متاسفانه دروغ گفت! وقتی احمدی نژاد با خبرنگاران در استانداری کردستان عکس می گرفت گفتم:آقای دکتر کتبا وعده مصاحبه دادی؟! گفت: من احمدی نژاد الان می روم تهران هزار و یک کار دارم!
برای ما حداقل تفاوت دولت خاتمی و احمدی نژاد در یک نقطه و آن تجربه روزنامه نگاری آزاد بود که یکی می گفت هفته نامه سیروان محل "حر"یت است و دیگری می گفت:سیروان"خر"ی است که من بر آن سوار شده ام!!نماینده دولت خاتمی می گفت:استاندار نوکر مردم است. اما نماینده دولت احمدی نژاد می گفت: من نو کر (نجار)استاندار هستم!
من نخستین خبر رسمی در خصوص اعلام کاندیداتوری خاتمی را اعلام می کنم
خاتمی در دیدار با فعالالان سیاسی و مدنی کردستان اعلام کرد:متاسفانه می آیم!
فعلا علاوه بر این عکسها گزارش تصویری شارنیوز به همراه گزارش کورد نیوز را داشته باشید
سفرنامه خواندنی یک جوان سقزی اشاره ابطحی بازتاب در دیگز رسانه ها
عکسهای اختصاصی قصر فرهاد(فیض اله پیری) از خاتمی که دوربین زیاد خوب نبود
با این حال استفاده بدون ذکرمنبع پیگرد قانونی دارد!!

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387-12:57 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

کوردنیوز:دوهفته نامه « روژههلات » که حکم توقیف آن از سوی دیوان عالی کشور نقض و دوباره از 11 آبان 87 درمناطق کردنشین امکان انتشار پیدا کرد بود برای بار دوم به استناد تبصره ذیل ماده 11 قانون مطبوعات لغو امتیاز شد. تصمیم مرگ روژهه لات از سوی علیرضا ملکیان دبیر نظارت بر مطبوعات به «عبدالله سهرابی» صاحب امتیاز و مدیر مسئول « روژههلات » ابلاغ شد.
به گزارش کوردنیوز ، ملکلیان درنامه توقیف روژههلات نوشته است که با« تصمیم11دی ماه هیات نظارت بر مطبوعات» به عمر کوتاه روژههلات پایان داده شده است. دردوره جدید تنها 5 شماره از این دوهفته نامه منتشر شد. دکتر محمد علی توفیقی سردبیر این نشریه بود و دکتر جلال جلالی زاده،دکتر صلاح الدین خدیو،دکتر محمدعلی توفیقی وعبدالله سهرابی اعضای شورای سیاستگذاری این نشریه را به عهده داشتند.
ماده 11 قانون مطبوعات می گوید:«رسيدگي به درخواست صدور پروانه و تشخيص صلاحيت متقاضي و مدير مسئول به عهده هيأت نظارت بر مطبوعات است و تبصره ذیل ماده 11 تصریح دارد: در صورتي كه صاحب پروانه يكي از شرأيط مقرر در ماده 9 اين قانون را فاقد شود به تشخيص هيأت نظارت مقرر در ماده 10 و با رعايت تبصره هاي آن پروانه نشريه لغو مي شود.
دکترمحمد علی توفیقی گفت: درحالی عصر روز یکشنبه 22 دی ، نامه توقیف روژههلات به مدیرمسئول ابلاغ شده که شماره جدید این نشریه به دست چاپ سپرده شده بود.
او گفت که متاسف است درحالی که تیتر یک شماره پیشین روژههلات بر گفت وگو و آشتی و مذاکره تاکید می کرد دست های درکارند که فضای منطقه را به زعم خود پیش برند و به جای گفت وگو به توقیف و حذف بستر گفتمان می پردازند.
شماره جدید روژههلات با گزارشی تحلیلی از عقب ماندگی های اقتصادی ازنگاه اقتصاددانان ومسئولان دولتی و سرمقاله ای از دکترعبدالله ابریشمی با عنوان «دردبیگانگی درایران» و گفتگویی با خانواده ابراهیم لطف الهی تنظیم شده بود،که امکان انتشار نیافت.
«هاوار» دوهفته نامه انتقادی واصلاح طلب مناطق کردنشین ایران ، درآستانه سال 87 به استناد به تبصره ذیل ماده 11 قانون مطبوعات لغو امتیاز شد. هاوار در زمان انتشار 45 شماره منتشر كرد و شماره هایی از این نشریه به علت استقبال مردم ازآن ،بیش از چهار بار تجدید چاپ شد .استقبالی که درتاریخ روزنامه نگاری ایران کم سابقه است. هاوار درجلسه 20/12/1386 هیات نظارت برمطبوعات لغو امتیاز ونامه آن به تاریخ 26/12/1386 به سیدهاشم هدایتی مدیرمسئول ابلاغ شد
دوشنبه بیست و سوم دی 1387-13:19 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گزارشی از صف آرایی موافقان ومخالفان استیضاح در پارلمان شهر
فیض اله پیری:منابع مطلع درشورای شهرسنندج می گویند پنج عضو شورای شهر در صدد هستند فریدون پوررضایی شهردار این شهر را استیضاح کنند.بر اساس این گزارشها مهدی تخت فیروزه(رییس)، فرزاد هلالی، عزت اله زندی،خسرو دنیایی و آرزو خادم غوثی پنج عضو امضا کننده استیضاح شهردار سنندج هستند اما به گفته مخالفان این طرح در جلسه رسمی شورای شهر مطرح نشده و آنان بدون آگاهی سایر اعضا این طرح را ارایه کرده اند.
با این حال دوشنبه هفته گذشته این طرح در شهرداری وصول شد و شهردار 10 روز فرصت دارد که خود را برای پاسخ سوالات استیضاح کنندگان آماده کند. یکی از امضا کنندگان استیضاح که نخواست نامش فاش شود، عدم اجرای پروژه زیر گذر سه راهی شالمان، عدم اجرای طرح تله کابین، عدم اعمال شایسته سالاری در جابجایی نیروهای شهرداری، مشکلات پایانه مسافربری سقز، نگاه متفاوت و لابی گری با برخی اعضای شورا و تهیه امکانات برای آنها و موضوع ماده صد را از جمله دلایل وسوالات مورد استیضاح شهردار بیان کرده است. بر اساس گزارشهای غیر رسمی جلال شریعتی ، ماشاءاله رضایی، محمدی وانور رشیدی از مخالفان استیضاح شهردار سنندج هستند.اگرچه شهردار سنندج تا کنون به طرح استیضاح واکنش نشان نداده اما جلال شریعتی عضو شورای شهر سنندج طرح استیضاح را غیر قانونی می داند. به گفته وی، بر اساس ماده 73 قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شهرداران اگر یک یا چند نفر از اعضای شورا سوالاتی از شهرداشته باشند، بوسیله رییس شورا آن را مطرح می کنند و شهردار موظف است ظرف مدت 10 روز به آنها پاسخ دهد و اگر شهردار در این مدت از پاسخ خودداری کرد و یا پاسخ او برای سوال کنندگان قانع کننده نباشد، یک سوم اعضای شورا می توانندطرح استیضاح را مطرح کنند.رییس کمیته فرهنگی شورای شهر افزود:شهردار در این صورت 10 روز دیگر فرصت دارد و اگر رفتار او تکرار شود، با رای دو سوم شورای شهر عزل می شود.به نظر شریعتی آنچه که همکاران او آن را "استیضاح شهردار" می خوانند در واقع مرحله سوال است نه استیضاح. با این حال او معتقد است طراحان استیضاح شهردار بعید است بتوانند شش عضو شورا را در مقابل سه عضو بسیج کنند.
در مقابل موافقان استیضاح که اختلاف نظر آنها با شهر دار جدی است، درصددند به هر نحو ممکن فریدون پورضایی را از مدیریت شهری سنندج برکنار کنند.طرح استیضاح شهردار سنندج ریشه های بیرونی نیز دارد و به اعتقاد برخی ناظران عملا به صحنه رقابت میان شورای شهر و برخی مسولان دولتی تبدیل شده است.تعدادی موافقان استیضاح اعضایی هستند که پیشتر پیمان جلالی زاده را برای تصدی شهرداری سنندج پیشنهاد داده بودند که با مخالفت نمایندگان دولت در کردستان مواجه شد. برخی ناظران دلیل مخالفت دولتمردان را تشابه اسمی وی با دکتر جلال جلالی زاده نماینده سابق کردستان در مجلس ششم و از منتقدان دولت ارزیابی کردند. بدین ترتیب مسولان دولت نهم با نام فریدون پوررضایی برای مدیریت شهری سنندج موافقت کردند. موافقت با انتخاب پوررضایی و ارتباطی که او اینک با برخی مسوولان دولتی از جمله مهندس مرادیانی معاونت عمرانی استانداری کردستان دارد، این ذهنیت را ایجاد کرده که او بیشتر دستورات دولتمردان را اجرا می کند و توجهی به مصوبات شورای شهر ندارد.
طیفی دیگر از موافقان استیضاح سه عضو شورای شهر سنندج هستند که آبان ماه 87 و با حکم بدوی دادگاه تا پرتگاه برکناری از شورای شهر پیش رفتند . اینک دادگاهی در شهر سنندج و بر خلاف خواست دولت رای به تمدید عضویت این سه نفر از اعضای شورای شهر سنندج داده که پیشتر بر اساس رای بدوی و به گزارش کورد نیوز " از سوی دولت از عضویت درشورای شهر تعلیق شده بودند". خبر تعلیق این سه عضو را استاندار کردستان در اقدامی ناشیانه در اختیار خبرگزاری خودی مهر و روزنامه کیهان قرار داد. نماینده کیهان در سنندج که این خبر با مسئولیت او در سنندج به تهران مخابره شد، همان خبرنگاری است که از برخی رفتارهای مطبوعاتی او در نشریه دولتی سیروان با عنوان" زدن به کاهدان " تعبیر شد . انتشار شتاب زده تهمتها به سه عضو شورای شهر سنندج که استارت آن توسط استاندار کردستان زده شد ، بازتاب وسیعی در بین مردم داشت اما با صدور رای دادگاه تجدید نظر، تلاش سه عضو علی البدل برای راهیابی به شورای شهر بی نتیجه ماند و رفتار استاندار نیز نکوهش شد. شهردار سنندج اینک باید تاوان برخی ندانم کاریهای استاندار و خبرنگاری که رسما خود را "نوکر نجار" خواند، بپردازد که به واسطه رفتار آنها آتش استیضاح گرم شده است.
از سوی دیگر تخت فیروزه رییس شورای شهر سنندج و از موافقان استیضاح ، مسئولیت ستاد تبلیغاتی قالیباف رقیب احمدی نژاد در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری نهم را برعهده داشت و از آن زمان تا کنون وی همواره رفتاری انتقادی نسبت به استاندار پیشه کرده و به نظر می رسد به هر نحو ممکن قصد دارد شهردار مورد حمایت او را برکنار کند. اما آیا موافقان استیضاح شهردار مورد حمایت دولت نهم می توانند آرای استیضاح را به نفع خود تغییر دهند؟
جمعه سیزدهم دی 1387-13:32 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گزارشي تحلیلی - انتقادی در آستانه سفر رييس جمهور به كردستان
بخشهایی از گزارش با دوچرخه سواری و تراکتور سواری استاندار در روزنامه کارگزاران
فیض اله پیری: خبرنگار رسانههايي كه به همرا رييس مشاور رسانهاي رييس جمهوربه كردستان آمدند و نيز همكاران محلي آنها عمدتا از مدافعان ویاران وفادار دولت نهم بودند. دولت عدالت تلاش كرد با دادن برخي هدايا و به نوشته خبرنگار فارس« گليم و گردو و شيريني خاص با كنجد» كردستان خروجي رسانهها را با خواست و انتظار مورد نظر خود هماهنگ كند
مسؤولان در نظر دارند كه تعاوني مسكن صدا و سيماي كردستان كه از سالها قبل از دولت نهم فعاليت خود را آغاز كرده و عليرغم مشكلات فراوان از رشد نسبي برخوردار است ، به عنوان نمونه مسکن مهر در کردستانبه رييس جمهور گزاررش شود و احتمالا مورد بازديد مسؤولان دولت قرارر گيرد. این طرح هیچ ارتباطی با مسکن مهر ندارد. گرچه دولتمردان عدالت تا كنون در اين زمينه گزارشي رسمي منتشر نكردهاند، اما احتمال ميرود كه آنان براي تعاوني مسكن غير مهر بخشي از كاركنان نيروي انتظامي خوابي مشابه ديدهاند.از نظر برخي اعضاي تعاونيها، طرح مسكن مهر عملا در كردستان شكست خورده است ...اين آمار تيتر يك همان هفتهنامه دولتي سيروان است كه تمثال ميمون و مبارك استاندار گاهي با دوچرخه و گاهي با تراكتوردر صفحات آن نقش می بندد. . .
ادامه مطلب
سه شنبه سوم دی 1387-12:37 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

پرتاب دولنگه کفش از سوی یک خبرنگار عراقی به سوی بوش به عنوان آخرین برداشت از فیلمی دردناک این روزها بازتاب زیادی در رسانه های جهان داشته و دارد. تلویزیون ایران هم این روزها و این شبها بابهانه و بی بهانه این تصویر را پخش می کند که این خبرنگار شاهکاری تاریخی کرده است.
بوش در عراق جنایات زیادی مرتکب شده و زندگی را در بخشهایی از عراق چنان برمردم سخت کرده که بارها ساکنان این نقاط آرزوی بازگشت صدام کرده اند . پرتاب کفش هم به نظر می رشد واکنشی روانی به این شرایط است تا عقده های درون بخشی از مردم عراق خالی شود.
زاویه دیگر ماجرا خروج یک خبرنگار از رسالت حرفه ای و متوسل شدن به رفتاری غیر حرفه ای بود.کاش این خبرنگار به جای چنین روشی با سوالهای منطقی به جنگ بوش می رفت و یا حداقل در سرزنش دولتمردان اشغالگر کتابی در شرح این روزهای عراق می نوشت که گزارشی به تاریخ باشد و یا خود را به شکل منطقی دیگری اثبات می کرد. و قتی خبرنگاران( که به قول مرحوم دکتر ابوترابی معلمان اخلاقی جامعه هستند) رفتار غیر عقلانی از خود بروز دهند، چه انتظاری از مردم عادی می توان داشت؟
امیدواریم هیچ خبرنگاری به غیر از اسلحه قلم متوسل به هیچ سلاحی نشود؛ حتی لنگه کفش .به نظرم این شیوه ارایه چهره مناسبی از خبرنگاران نبود و هیچ رسانه ای نباید این شیوه رفتار را تبلیغ و تشویق کند تا مبادا روزی الگویی از آن را در دیار خود ببینیم . الگو سازی از یک رفتار منفی هر چند در مدت زمانی کوتاه ما را خوشحال کند در دراز مدت آثار خوبی نخواهد داشت. اما به عنوان دفاع از هم صنفان خود نیز امیدواریم این خبرنگار آزاد شود و البته به شغل دیگری روی بیاورد.
یک خاطره:
هنگامی که نماینده منصوب اسماعیل نجار استاندار کردستان در دولت مهرورز و عدالت پیشه برای اخراج من از سیروان یقه ام را گرفت و گفت به پلیس 110 زنگ بزنید ، من تنها به او گفتم دلم برایت می سوزد. واقعا هم همنطور بود . هم به حال خودش هم استاندارش . این جمله که به نظرم هنوز او و استاندار را آزار می دهد، یادگاری و سوغاتی خوبی به مهرورزان بود یادش بخیر!
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387-18:18 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

در باره شایعه مومیایی سنندج ، رفتار صدا و سیما و قدرت بلوتوث
فیض اله پیری :به دنبال کشف یک گورستان قدیمی با پیشینه سه هزار سال در حاشیه شهر سنندج ، بیش از دو هفته است که یک بلوتوث مربوط به پیکره یک شبه مومیایی به شدت در میان مردم رد و بدل می شود و جمله انتشار دهندگان معتقدند که این بلوتوث تصویر یک مومیایی واقعی است که در قبرستان قدیمی کشف و به مکان نا معلومی منتقل شده است. علاوه براین شایعات مشابهی مرتبط با این موضوع وجود دارد مبنی بر اینکه راننده بلدوزر خود این مومیایی را مشاهده کرده ، استان بان استان کردستان و مسول میراث فرهنگی به تهران احضار شده اند که در این زمینه سکوت کنند و یا حتی شایع شده که یاسر پسر هاشمی رفسنجانی به منطقه آمده و ...
کارشناسان زبده غیر دولتی هرگونه ارتباط این بلوتوث با مومیایی احتمالی رد می کنند و این قبرستان را یک نمونه عادی از گورستانهای تاریخی مردمان بومی می دانند که هر از گاهی در ایران کشف می شود. آنان از سویی معتقدند که ایرانیان معتقد به مومیایی کردن اجساد خود نبوده اند. اما علیرغم این برخی مردم هنوز قانع نشده هر روز در تاکسی و اتوبوس و ... این بلوتوث به شدت بیشتر بین مردم منتشر و در باره آن تبادل نظر می شود. برخی حتی می گویند که ترجمه خط میخی حکاکی شده روی طلای کمربند مومیایی به شکل ماهی و شبیه عقاب در بلوتوث ، گویای این است که پادشاه توصیه کرده که نزدیکان او را در کنار وی به خاک سپرده شوند. به هر صورت کشف این گورستان قدیمی شایعات زیادی را در سنندج و شهرهای اطراف دامن زده ، اما نکاتی وجود دارد که حتی در صورت غیر واقعی بودن ماجرا، نمی تواند به آسانی مردم را به اقناع برساند. ناشیانه ترین رفتار در زمینه دامن زدن به شایعات را صدا و سیمای کردستان از خود بروز داد.این رسانه که هیچ گونه نگاه حرفه ای بر آن حاکم نیست ، در شبه گزارشی به جای بهره گیری از آرای کارشناسان متخصص و موضع رسمی مسوولان ، سخنان دو همکار رسانه های کشور را پخش کرد که تاثیر کارشان با اغماض از پاساژ نور سنندج بیشتر نمی رود . از آنجا که این نوع اطلاع رسانی فاقد وجاهت علمی و مستند بود به شایعات دیگر در سنندج دامن دزد.
بر اساس مفاهیم تئوریک شایعه، اگر رگه هایی از واقعیت درشایعه وجود داشته باشد و یا همزمانی و هم شکلی و هم ... با اصل خبر داشته باشد ، میزان ضریب نفوذ شایعه در جامعه بیشتر می شود . در قضیه مورد بحث نیز همزمانی کشف گورستان و انتشار بلوتوث در کنار شباهت گورستان و جسد مومیایی شایعه را قوت بخشید. دکتر محمد سلطانی فر که شایعه را نزد او تلمذ کردم همیشه تاکید می کرد که هرگاه اطلاع رسانی در جامعه ضعیف و غیر واقعی باشد ، ضریب نفوذ شایعه بیشتر می شود. او معتقد بود که تاکسی کانون انتشار شایعه است. در قضیه گورستان قدیمی سنندج و ماجرای مومیایی علاوه بر تاکسی ، اتوبوس و دگیر اماکن عمومی به شدت به کانونهای انتشار شایعه تبدیل شدند. این البته زمانی بود که اطلاع رسانی ناشیانه در ماجرا دخیل بود و البته به اعتقاد رییس میراث فرهنگی کردستان ، سکوت بهترین اطلاع رسانی است!!ماجرای مومیایی سنندج البته نکات دیگر رسانه ای با خود داشت . پتانسیل تولید شایعه در منطقه ، وجود بی اعتمادی به رسانه به اصطلاح ملی و ناتوانی این رسانه در جذب مخاطبان در کردستان و مهمتر از همه اهمیت و قدرت رسانه ای بلوتوث و اس ام اساز جمله آنهاست .عرف رسانه های حرفه ای براین است که مدتها با علایق و ذائقه های مخاطبان خود همراه می شوند تا در موارد خاص مورد نظر به آنها اعتماد شود اما متاسفانه در شبکه کردستان برعکس عمل شد. علیرغم اینکه باید به دیدگاه کارشناسان در این زمینه احترام گذاشت اما در کنار اطلاع رسانی ضعیف که موجب پذیرش مومیایی به عنوان واقعیت شده این سوال مطرح است که چرا چهره و منبع انتشار دهنده بلوتوث به مردم معرفی نمی شود؟ اگر تصویر این بلوتوث واقعیت ندارد و به یک مجسمه مفرغی نسبت داده می شود چرا این مجسمه برای مردم نمایش داده نمی شود؟ نکته دیگر اینکه صدای حرکت ماشینهایی با سرعت زیاد در بلوتوث شنیده می شود که نشان می دهد این فیلمبرداری در کنار جاده ای خلوت صورت گرفته و گورستان نیز در کنار جاده ای قرار دارد که اتومبیلها معمولا با سرعت زیاد از آن می گذرند. از طرفی کسی به هنگام فیلمبرداری می گوید« خجالت خوه م» که این عبارت تقریبا مختص به حوزه زبانی سنندج است. نیز شایع شده که مسوولان گفته اند که این مومیایی مربوط به دره شهر ایلام است. اگر چنین باشد شایعه دیگر مبنی براینکه ایرانیان اعتقادی به مومیایی کردن اجساد مردگان نداشتند ، تکذیب می شود. ضمنا تصاویر مومیایی دره شهر که بعدها توسط برخی رسانه ها تکذیب شد ، با مومیایی مورد نظر در بلوتوث قیاس مع الفارق است. شایعات حاشیه دیگری به اصل ماجرا اضافه شده که به علت عملکرد غیر حرفه ای دست اندرکاران ، روز به روز به دامنه و ابهامات آن افزوده می شود و جامعه هنوز باور دارند که بلوتوث واقعی است و تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!
پنجشنبه هفتم آذر 1387-12:9 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

عبدالله عسگری نگارگری از دیار اسلام آباد
فیض اله پیری :سپیده دم ثانی اردیبهشت ماه بهاری سال 1337 پا به دنیای شهری گذاشت که سالها بعد آبستن و والد حوادثی شد که سرنوشت مردمان و هنر او ار نیز تحت تاثیر خود قرار داد.
از اسلام آباد، شهری که مردمانش دود خمپاره و اخگر توپ سالهای جنگ را در سینه دارند و سابق «هارون آباد»ش می خواندند، برخاست. «عبدالرحمن عسگری» سالهاست در عرصه مینیاتور (نگارگری) تلاش خستگی ناپذیر داشته و با برگزاری نمایشگاه ههای متعدد توان خویش را در این هنر به جامعه نمایانده است.
در کودکی نقاشی آموخت و آن هنگام که سال سوم را در دبستان مهرگان شهرش تحصیل می کرد، اثر نقاشی او با موضوع «مادر» در مسابقات هنری" بنیاد احمد زنگنه" در کرمانشاه که مسابقات هنری برگزار میکرد، بهترین اثر هنری شناخته شد.
در خاتمه دبستان، کوله بار سفر را به سوی تهران بست و با کسب تجربه های جدید در سال اول دبیرستان به دیارش بازگشت. او اینک سابقه برگزاری نمایشگاه ههای اختصاصی در همدان، کرمانشاه و ایلام و شرکت در مسابقات دو سالانه تهران و همچنین نمایشگاه جمعی ترکیه و اخیرا ابوظبی (برای فروش تابلو) را در کارنامه خود دارد.
بر این باور است که از سال 48 تاکنون که با هنر اسلام آباد کرمانشاه از نزدیک در ارتباط است هنرمندی به سبک و سیاق «علی اشرف قنبری» تولد پیدا نمی کند که سال 56 و 57 کلاسهایش را در سطحی کوچک اما با آغازی امیدوار کننده، آغاز کرد و اینک خود یکی از نگارگران و تذهیبکاران بزرگ ایران می باشد. عسگری نیز شاگرد همین استاد بود که از سال 67 لباس استادی به تن کرد و هم اکنون بیش از 50 نفر در زمینه تذهیب و نگارگری در کلاس تلمذ می کنند.
آن هنگام که آموزش شاگردانش را آغاز کرد، اسلام آباد تازه از زیر بمب و خمپاره رهایی یافته بود و هنوز بوی آتش و دود کوچه پس کوچه هایش را جوری دیگر می نمود.
عسگری می گوید: مینیاتور یک هنر غیرایرانی است. سرچشمه آن از طریق بازرگانان که از جاده ابریشم رفتوآمد می کردند به ایران آمد. تابلوها با چهره های چینی و مغولی بود و با نبوغ زیاد ایرانیها برجسته شد و اگر این هنر را ایرانی می خواندند بهتر بود.او در توضیح این خواسته خود می افزاید: خیلی زود با گذشت سالها چهرههایی نو مانند محمد زمان، سلطان محمد، آقا میرک و[...] تا زمان رضا عباسی تلاش و نهایتا کمال الدین بهزاد این هنر را کامل کردند. در این زمان نقاشی را بدون پرسپکتیو کار میکردند و قلم گیریها و پرداخت ها به ظرافت و طراوت استفاده میکردند.
عسگری می گوید: در اثر گذرزمان حسین بهزاد در این حوزه متولد شد و تحول عظیمی به وجود آورد، چهرهها را از مغولی و چینی به ایرانی مبدل کرد و پرسپکتیو و قلم گیری شکسته را به وجود آورد که استاد محمود فرشچیان آن را تکمیل کرد. او اینک علاوه بر آموزش هنرجویان هم دیاری اش مسئول انجمن هنرهای تجسمی اسلام آباد غرب است و روزگار را با انس با هنر و هنرمندان می گذراند؛ شهری که در دامان خویش هنر و هنرمندان زیادی چون او پرورش یافتهاند.
منبع: هفته نامه سيروان 19/10/1383 شماره 312
چهارشنبه ششم آذر 1387-17:19 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

كار پاكان را قياس از خود مگير/ گرچه ماند در نبشتن شير ، شير
آن يكي شيري است كآدم ميخورد/ و آن ديگري شيري است كه آدم ميخورد
... قرار بود كه نامه چهارم، آخرين شرح غمگساري باشد و آري، راست است كه بعد از آن باخود«بارها گفته بودم ترك جام و مي كنم» و «گفته بودم ترك مي، اما نگفتم كي كنم»!
گرچه عيان است كه اگر تمامي اهل اصول و قوم قدرت قريب و غريب را جمع كني، سخت بتوان آيهاي از مقدسنامهاي چنين كه به قول مولانا« الاحرار منه يفرحون و يطربون» بنويسند و يا سايهاي بر آن كشند. البته وقتي «قلم از باد بد، دفتر زآب» معلوم است كه نتيجهاش ميشود«نجارنامه ناب» و انتشار همان تقديرنامههاي كذايي با عكس شما كه نشانه توسعه كردستان است!
اگر به احترام خلق استعفاكني و از كرده خود پشيمان شوي ، به گمانم تاريخ شما را خواهد بخشيد ، شماتت نميكند و شهامت شما را شيرين ميداند. اما بترس كه روزي در تاريخ به خاطر عملكردت در ميان كردان چون«كردان»شوي!
دوباره«مسئلتن هاج آغا»! ...... نامهام آمده است ، چه آمدني! نامهام آمده است و اگر بعد از اين نيز بيايد، سرچشمه همه آنها از يك نقطه است. همان نقطهاي كه اساس تمام ناآراميهاي درون شماست. همان نقطهاي كه بوسيله آن نشريه «سيروان» سابق ما و «نجار نامه» فعلي شما ، از«حريت » به «خريت» افتاد.
تو بر مدار اصول هستي و من بر قرار قبول مستي ، تو نقشههايت همه نقش بر آب ، من به دنبال طراحی نقشهاي در آب، « من در خود مچاله ميشوم و ميروم زدست»، تو جهد بيدريغ داري كه نروي از دست، من مات شدهام در زير ميغ «مهر»باني ، تو با تيغ تيز «عدالت» كات ميكني، تو با خود ميگويي«نميدانم حديث نامه چون است»، اما من « همي دانم عنوانش به خون است» ، من به فكرم كسي متوجه جلال نيچهات كند، تو خيال ميكني سوال پيچات ميكند ، تو عاشق« سفر با پيكان كهنه» ، من درد گردش دارم با پاي برهنه،تو اما خشمگين از نوشتارهاي من ، من پاك قاطيكردهام از شعارهاي تو ، ، تو مات تاتي و من گنگ گيتي ، تو بانگ انگ ميزني گر كردي كيستي؟، تو مست «سيران » و من تمام حيران ، ما با زمينيان و تو طوقي طيران ... متن کامل نامه پنجم
نامه اول نامه دوم نامه سوم نامه چهارم
ادامه مطلب
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387-14:45 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

فیض اله پیری ، کیوان یاری: «مصطفی شیرزاد» را باید آخرین بازمانده نقاشان نسل اول موکریان خواند. موهای سپیدش بیانگر تجربه زندگی و آثارش که اینک از اروپا و آمریکا سر درآورده اند، تجربهاش را به نقاشی مرتبط می کند. او تحصیلات دانشگاهی ندارد و دیپلم طبیعی سال 40 از تبریز آخرین مدرک تحصیلی او به شمار میرود. با اینحال دانشگاهیان آثار خود را برای ارایه نظر نزد او میآورند. در زیرزمین خانهاش که در خیابان ورزش بوکان واقع است، آثاری در خور کلاس او را میآراید که به قول خود به سان فرزندانش آنها را دوست دارد. استاد البته - نه آثار که - شاگردان خود را نیز اینگونه مینگرد. خویش را ماهی دریا میپندارد که بدون هنر نقاشی، زندگی برایش مقدور نیست و اگر باز متولد میشد بار دیگر هنر و بازهم نقاشی را انتخاب می کرد. خود را خوشبختترین انسان میداند و همین که بتوانی با او و هنرش ارتباط برقرارکنی هرآنچه که هنر و اندیشههای هنریاش است برایت بازگو میکند. اندیشههایش در جملاتی کوتاه برای شاگردانش که اینک نزدیک به 150 نفر نفر هستند، بر دیوار کلاس نصب شده و تقدیرنامهها و مطالبی از نقاشی از جمله با عنوان «لذت نقاشی کشیدن» کلاسش را میآراید و نوای موسیقی که به گفته خودش ارتباطی تنگاتنگ با نقاشی دارد به آرامی در فضا می پیچد. کودکانی که برای تلمذ نزد او می آیند سلیقههای ذهنی و روانی آنها مورد توجه استاد قرار میگیرد. صندلیهایی به ردیف در دو طرف زیرزمینی برای شاگردان چیده شده و شیرزاد نقاشیهایش را برای ما شرح میدهد؛ به سان همان ادبیات کودکی که باید می گفت:
«کبک پرنده ای کوهی است.کردستان کبک زیاد دارد.نوک کبک سرخ است»: شما در مناطق کوهستانی کردستان می توانید کبک های زیاد ببینید، پرندهای زیباست،. متاسفانه این پرنده از دست شکارچیها گاهی امان ندارد. دهنش را ببین! سرخ است، چه زیبا، واقعا زیباست!
- تصویر متفاوت است. شما نوجوانی را میبینید که وقتی به خانه برگشته پرندهاش در قفس مرده است. این بدترین خاطرات و وقایع دوران نوجوانی است. چهره اش را ببین! خیال دارد همه چیزش از دست رفته است.
در آثار شیرزاد هر آنچه که هویداست و به فرهنگ فولکلور و هویت کردی مرتبط می شود می توان یافت. این را خودش می گوید: بیشتر به سبک رئالیستی علاقه دارم و از سبک رمانتیک هم دور نیستم. شما در این تصویر که مراسم عروسی کرد هست، جزئیات و ریزه کاری های جالبی را متوجه میشوید. اینکه عروس با کاروان از دهی به ده دیگر میآید. تمام کاروان، اسب مشکی یا قهوهای سوار شدهاند، اما تنها عروس بر اسب سفید سوار است. آنها ازجای کمعمق رودخانه میگذرند ودر آنسوی رودخانه، خانههای
کاهگلی دیده میشود. مردم به مبارکی و خوشحالی آمدن عروس، رقص و پایکوبی راه انداختند که صدای سازودهل معمولا در این محافل نواخته می شود.
این هنرمند پیر، کمتر در جشنوارههای ملی شرکت کرده و میکند و ظاهرا تنها به برنامههای داخل استان در آذربایجانغربی اکتفا کرده است. در کودکی به تبریز رفت و بیش از 25 سال در آنجا ماند. اما پدرش غافل از آن نماند که کودک خویش را با هنر آشنا و از راه نقاشی به فرهنگ و مردمان کرد خدمت کند. از طایفه «فیضالله بیگی»های کردستان است که به قول خود از « بوکان» تا «سنته» در «سقز» زندگی میکنند و هنرمندان بزرگی در دامان خود پرورانده اند. «فیضالله خان ناهید» نیز از آن دسته است که در روستایی به نام «قوله ابلاغی» در بین بوکان و سقز می زیسته [و] استاد «مصطفی شیرزاد» بود. گرچه شیرزاد در تبریز زندگی میکرد اما برای فراگیری نقاشی، پدرش او را نزد فیضالله خان ناهید و«عبدالله خان ناهید» میفرستاد.
« رحمان قاضی» در مهاباد نیز از اساتید شیرزاد بود. شیرزاد اینک از آنها خاطرات فراوان دارد؛ چه آن هنگام که گاهی به تئاتر و آواز روی آورد - که آلبوم عکسش بیانگر آن خاطرات است - و چه دیدارش با ماموستا «هه ژار» و «هیمن» و ... که در جمع صمیمی هنرمندان گردهم میآمدند. میگوید: با مرحوم هیمن و هژار رابطه صمیمی داشتیم. گاهی هنرمندان دیگر جمع می شدند و از هر دری سخن میگفتیم و میخندیدیم.
هنرمند 65 ساله بوکانی در گفتگویش با سیروان به آرامی سخن می گوید و خود معتقد است زندگی و حتی زبانش تحت تاثیر نقاشی کاملا دگرگون شده است. «عبدالله خان ناهید» که از بزرگان نقاشی کرد بود را میستاید و هر اندازه که تصور کنی از هنرمندی «فردین صادق ایوبی» و «ضیاءالدینی» های سنندج سخن می گوید. فیضالله خان را که از استادانش بود، مدح می کند و می گوید: نوهاش در سقز شاگردان زیادی دارد.
شیرزاد روزگاری کارمند وزارت اقتصاد و دارایی بود، مدتی به دایره فرهنگ و هنر آمد و بعدها به سمت شرکت دخانیات رهایش کرد. در کنار کارمندی هیچگاه هنر را ترک نکرد و اینک هنوز بعد از بازنشستگی غذای روحش هنر است.
هر آنکه باشی و به احترام هنر و دیدارش سرزده به خانهاش بروی، از خود رها میشود و در تو هضم. افاضات اضافی در کلامش نیست و می گوید: شاگردانم خارج از کلاسم گاهی به منزل میآیند. آثارشان را میآورند که من نگاه کنم. علاقهمندان زیادی به نقاشی برای آموزش نزد من میآیند. گاهی خودم از آنها درس میگیرم.همین خانم«شیوا بیآدار» که یک ساعت پیش اینجا بود، به همراه برخی دیگر دوستان به مهد کودکان میروند و آموزش میدهند. آنها برای خودشان استاد شدهاند. به نظرم جنبش نقاشی کردی در راه است. هر کس بخواهد می تواند نقاش شود. هنرکده ما هم به روی همه باز است. هنر اعتماد به نفس میخواهد، اما همین که وارد شوی خود اعتماد به نفس میآورد. همین کودکانی که در نزد من هستند در آینده نقاشان بزرگی خواهند شد. شک نکنید، مثل «بهمن قبادی» و «کامکارها» پرآوازه خواهند شد.
اتاق کار استاد شیرزاد که خارج از کلاسش در طبقه فوقانی منزل قرار دارد و بسان اتاق یک هنرمند کامل به هم ریخته است، ذهن آدمی را متوجه دنیای تصاویر او میکند. انواع قلم طراحی و نقاشی و تابلوهایی که لحظات زندگی خود را بر روی آنها خلق کرده است، دیده می شود. عکس اساتید خود و نقاشیهایشان در کنار رادیو ضبطی قدیمی و صندلی و صفحه طراحی، چهرهای خاص به این اتاق بخشیده است. رختخواب استراحت او نیز همین جاست و او تا پاسی از شب بیدار است و خستگی برایش مفهومی ندارد. اتاق کارش در عین به هم ریختگی بسیار منظم است. هر چیز و همه چیز در جای خودش است.
[شيرزاد] به عراق و اروپا و آمریکا و .... سفر کرده و با نقاشان بزرگ نیز دیدار کرده است. این را در پاسخ به سئوال سیروان میگوید: بیشتر به کشورهای اروپایی سفر کردم. به فرانسه و آلمان رفتم و بیشتر موزهها را دیده ام فرانسه خیلی زیباست. «رام راند» نقاش هلندی بی نظیر است ....
شیرزاد را البته مردم بوکان هم میشناسند و هم به او احترام میگذارند. خود میگوید: من از مردم سپاسگزارم . به هنرمندان خیلی احترام می گذارند. البته من خود را هنرمند نمی دانم. بوکان خودش دریای هنر است. ما هم اگر خودبزرگ بینی نشود، قطرهای از این دریا هستیم که بدون هنرمندان هیچ هستیم. وقتی در خیابان راه میروم همه به من لطف دارند. خانوادهها الان کودکانشان را با خیال راحت برای نقاشی نزد من میفرستند چون میدانند من علاوه بر نقاشی به آنها اخلاق میآموزم. اوج انسانیت اخلاق است. هنر بدون اخلاق معنی ندارد.
* چه رنگی بیشتر روی شما تاثیر گذاشته است؟
- همه رنگها زیبا هستند. هر رنگی یک نکته روان شناسی خاص خود را دارد. رنگها آثار گستردهای در زندگی انسان دارند. اگر زندگی رنگارنگ نباشد زیبا نیست. من خودم رنگ بنفش را دوست دارم ، اما تمام رنگهای سرد به انسان آرامش میدهند.
استاد از هر دری از زندگی و هنرش با سیروان سخن گفت و تا پایان گفتگویش تاکید میکرد که پیر و جوان لازم است هنر بیاموزند، مخصوصا جوانان که دوران پیری هنر به کارشان میآید و نقاشی را باید از طراحی شروع کرد و باز می گفت: هنر بیاموزید، هنر بیاموزید ....
منبع: هفته نامه سيروان8/11/1383
لینک مرتبط http://www.sharnews.com/zemestan86/sh516.htm
یکشنبه دوازدهم آبان 1387-12:49 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفت و گو با «مرتضی صنعتی» نوازنده کرد
فیض اله پیری:در میان چهره های موسیقی کرمانشاه «مرتضی صنعتی» نامی آشناست. هنرمند 54 ساله، اگرچه کهنسال و پیر گشته اما صدای ویولون او سوزوگداز ایام جوانی و خاطرات خاص آن زمان را برای خود و مخاطبان تداعی می کند. انگشتان هنرمندش ملودیهای کرمانشاه را با چیره دستی اجرا میکنند و ساز او هنوزمیتواند بیانگر آهنگهای کوچه پس کوچههای محلات قدیم کرمانشاه باشد. در قصرشیرین زاده شده و در کرمانشاه بزرگ. آن زمان که آموزگار دوران ابتداییاش « ویولون» مینواخت، او هم به این ساز علاقهمند گشت و به یادگیری آن همت گماشت. «گلهای رنگارنگ» و «گلهای جاویدان» در برنامه رادیو و تلویزیون که استادانی همچون « پرویز یاحقی» ،«حبیب الله بدیعی» و «علی تجویدی» در آن حضور داشتند، تنها وسیله آموزش سالهای نه چندان دورش بود. صنعتی تنها از این طریق به دنبال موسیقی رفت و فرزندانش را به آموزش این هنر تشویق می کرد . . .
ادامه مطلب
چهارشنبه هشتم آبان 1387-15:11 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو بامجید خان کلهر
مهاجرت كلهر به مناطق سقز و بوكان اما به زمان نادرشاه بر می گردد. این را مجید خان كلهر به نقل از بزرگان پیشین خود می گوید. نادر به منظور دفاع از مرزها، مردمان كلهر را به این مناطق كوچ داد. نخستین خان كلهر به هنگام مهاجرت آنان»فتاح بگ« بزرگ بود. در پس او »آقا رضا بگ« و سپس »فتاح خان« و »حسن خان«، و »سنجر خان كلهر« در حوزه حكومتی كلهر در كردستان حكم رانده اند. مجید خان در پس سه برادر اخیرخود »خان« شد.
حاكمیت او بر كلهر گرچه در این مناطق در سال 57 رسمیت یافت اما پیش از این نیز به دلیل ذكاوت و هوشیاری و بهره از علوم زمان تا حد دیپلم ریاضی وادبی مورد احترام دو برادر ارشد خود بود و سخن او رواج داشت.
»خانزاده« و آخرین »خان« كلهر اینك ساكن شهر سقز است و در سن 63 سالگی ایام را سپری می كند. هنوز جوان می نماید وموهای بالا رفته و پشت گرفته كه به سپیدی تمام می گراید، حكایت ها برای گفتن دارد. . . .
ادامه مطلب
جمعه سوم آبان 1387-19:29 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو با بیژن کامکار
جدبد کامکارها در تهران که با استقبال بی نظیر عاشقان موسیقی همراه بود بک نکته مهم را داشت و آن غیبت بیژن کامکار یکی از خوانندگان این گروه و از نوازندگان چیره دست قیچک و دف به علت بیماری وی بود. البته ظاهرا بیژن سلامتی خود را باز یافته و آن گونه که صبا کامکار گفته این هنرمنددر جشن موسیقی ملل که آذر ماه توسط خانه موسیقی و برای کودکان سرطانی برگزار می شود حضور خواهد یافت.دوشب كنسرت كامكارها در كرمانشاه آخرين برنامهای بود که کامکارها حدود ۴ سال پیش در مناطق کردنشین ایران در کرمانشاه برگزار کردند. همان ایام با بیزن کامکار گفتگو کردم که خواندن آن خالی از لطف نیست . ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387-11:16 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو با عبدالله قرباني(عودلا ماچكهاي) خواننده كرد
فیض اله پیری: جشنوارهها فرصت خوبی برای دیدار و مصاحبه با شخصیتهای هنرمند است. ما هم «عبدالله ماچکهای» را در نخستین جشنواره موسیقی فولکلورکردی در سنندج ملاقات کردیم ، چهرهاش پیر و فرسوده گشته وخاطرات گذشته خود را آنگونه که ارزش بیان دارند، به یاد نمیآورد. هنرمند سالهای دور قصرشیرین و کرمانشاه و امروز کردستان، در این مصاحبه توضیح می دهد که چگونه به دعوت هنرمندان کرمانشاه و مظهر خالقی به صدا وسیمای کرمانشاه رفت و در شبی تاریخی در منزل حسن زیرک با این هنرمند آواز خوانده است . . .
ادامه مطلب
شنبه بیستم مهر 1387-18:58 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو با پریوش ملک شاهیان[شاعري از تبار نخل و ليمو]
فیض اله پیری(آرشیو):«هوای خوب پرواز» عنوان مجموعه شعر جدیدی از خانم «پریوش ملک شاهیان» است که توسط انتشارات چشمه وهنردانش کرمانشاه در سال جاری منتشر شده است. در این کتاب کوچک اما پرمحتوی که به دو زبان کردی و فارسی نشر یافته، احساس دل انگیز و خیالات نازک این شاعر قصرشیرینی...(متن گفتگو در ادامه مطلب)
ت خاوه ن مال و من میوانم ئمشهو *** چه وه یلد ههم بیوهسه باوانم ئمشهو
پهژاره و غوربهت و ناز چهوهیلد *** چ نانی نانه سه داوانم ئمشه و
له هووز بی کهسهیل بی نیازم *** فهلهک داخ فرهی کرده جیازم
تونی نازم نه کیشایدو چمانی *** له گش لاوا کهساده کار نازم
گلاراو کردمه و نیه گری ستارم *** توام چیو ئه ورپاییزی بوارم
م داره سهوزهگهی باخ غهمد بیوم *** له بی ئاوی سزانی بهرگ و بارم
ادامه مطلب
شنبه سیزدهم مهر 1387-11:50 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگوی اختصاصی سیروان با »قادر الیاسی« هنرمند كرد
فیض اله پیری: مردمان حلوان (سرپل ذهاب)و اهالی موسیقی و هنر، صدا و چهره ی »قادر الیاسی« را خوب می شناسند. صاحب صدایی حزن انگیز، دلنواز و سحرآمیز كه سوز آوازش با درد هجران و غربت، سرزمین كردها رادر نوردیده است.
هنوز فصل گرم فریادش تازه شكوفا شده بود كه جنگ تحمیلی زندگی او را به گونه ای دیگر رقم زد. اما قبل از آن دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی سعدی در خیابان میر احمد (احمد ابن اسحاق) و دو سال دوران متوسطه در دبیرستان حكیم نظامی شهر سرپل زهاب گذرانده بود. او زاده سال 1340 قه ره سه نی -قه ره حه سه نی - (بردعلی الیاسی) از روستاهای دشت ذهاب سرپل زهاب است، گر چه خود احتمال می دهد تاریخ تولدش بهار 1337 باشد. در خانواده ای تهیدست از مادر زائید كه به علت محرومیت زادگاهش تا آن هنگام كه 12-10 شد، نتوانست فضای درس و مدرسه را تجربه كند. پس در این زمان با آمدن معلمی به نام »قدرت اله نصیری« از اهالی خرم آباد لباس (فرنجی) و عصای چوپانی را رها كرد و به آروزی دوران كودكی اش - مدرسه - رسید. آن گونه كه او نقل می كند در تاریخ ۱۲/۳/۱۹۸۸(چهار روز قبل از حادثه بمباران شیمیایی حلبچه)با هدف دیدار خانواده اش راهی اردوگاه كردهای آواره »الطاش« رمادی در جنوب غربی عراق شد و پنج ماه بعد با دخ با تری به نام »رعده پالانی« ازدواج كرد كه حاصل آن پسری به نام »تۆڵه« و دختری به نام »ته وار« است. چهار سال بعد و در سال 1992 او به همراه خانواده اش به كشور نروژ رفت و از آن زمان تاكنون برای بازگشت به زادگاهش لحظه شماری می كند. ارتباط او با سایت اینترنتی سیروان باعث شد كه در گفتگویی حیات هنری و دیدگاه های او . . .
ادامه مطلب
پنجشنبه یازدهم مهر 1387-14:17 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو با روژ حلبچه ای شاعر نوپرداز کردستان عراق
فیض اله پیری(آرشیو):روژ حلبچه ای از معدود شاعران نوپرداز زن در کردستان عراق است که توجهی شاعرانه به زادگاهش دارد و تعهد کرده است هرساله برای گرامیداشت حادثه حلبچه شعری تازه بسراید. او در جریان حادثه بمباران شیمیایی حلبچه مادر و شش خواهر و برادر خود را از دست داد، سال ها از وطن دور شد و اینک در مدرسه ماموستا هژار موکریانی در سلیمانیه معلمی پیشه می کند. اگرچه آثار زخمهای آن حادثه در لبخنداشن به سان زهر در شکر ظهور می کند، اما او اینک از دو باره زیستن سخن می گوید و به دنیایی دیگر می اندیشد. روژ در جریان هفته فرهنگی کردستان عراق در سنندج در گفت و گویی...
منبع:هفته نامه سيروان – 3/5/1383 شماره 284
ادامه مطلب
چهارشنبه دهم مهر 1387-18:1 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

چندی پیش جشنواره تئاتر کردی در سقز برگزار شد و هنرمندان بوکان آن گونه که انتظار می رفت بیشترین موفقیتها را کسب کردند. جدای از شهر سقز که جشنواره تئاتر کردی در آن برگزار می شود ، بوکان یکی از شهرهایی است که در زمینه تئاتر حرفهای جدی برای گفتن دارد.افشین ناصری از جمله این هنرمندان است که تئاتر را جدی گرفته و به موفقیتهای چشمگیری دست در زمینه تئاتر دست یافته است.
از دیگر هنرمندان موفق تئاتر بوکان فروغ امجدی است که همواره پای ثابت موفقیتهای جشنواره های محلی و منطقه ای و بعضا ملی بوده است .تازه ترین تجربه جدید او در تلویزیون بازی در سریالی با عنوان بوکین است که چندی پیش توسط شبکه تلوبزیون محلی مهاباد تهیه شده و یکشنبه های این ایام در شبکه دوم پخش می شود. فروغ امجدی در این سریال با مهارت تمام از ایفای نقش خود بر آمده است. خاطره ای که از این کار دارم این است که کار گردان غیرکرد (یا یکی از دست اندرکاران سریال) به هنگام انتشار خبر تولید آن در سیروان وقت(نجار نامه فعلی) کلی مهربانی بارمان کرد و البته به گمانم به لطف دسته گلی بود که خانم امجدی و یا شیروان یاری(همکار سابق) در نحوه مرتبط کردن خبر با من به آب داده بودند. بهر حال اینها را گفتم که دو گفتگوی قدیمی را با افشین ناصری و فروغ امجدی را در اختیار علاقمندان تئاتر بگذارم. البته گذشته است از آن حال و روزها سه سال!( محمد جواد محبت در شعر مشهور کبی می گوید : گذشته است از آن حال و روزها سی سال)
قلب تئاتر کردی در بوکان می تپد - گفتگو با افشین ناصری
دختری در نقش مده - گفتگو با فروغ امجدی
ادامه مطلب
شنبه ششم مهر 1387-18:35 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ارنه روزي كار جهان سرآيد/ناخوانده نقش مقصود در كارگاه هستي
به كاك اسماعيل نجار، شهره شهرياران شهر شب ، پرچمدار پرهيزگاران پركار،استاندان استانبان، استاندار استاندارد و استاد اساتيد اهل اصول در كردستان"حفظه الله مقامه و دنياه" تا بي خبر بميرد در درد خود پرستي.
قبل از كلام،سلام؛ سلامي به گرمي مهر مهرورزان و به عظمت هالهنور عدالتآفرينان و بي اهميتي ناله سوزناك مردم از تورم كمرشكن و به قداست آراي كارشناسي آن والي فرهيخته در تمامي امور ازكلمات قصارش در باب آزادي مطبوعات و بيانات باب ميلش در روزخبرنگار گرفته تا سخن ار شكوفايي اقتصادي، باغباني و ترافيك و مسجد و مدرسه و ...، سلامي به شيريني علاقه وافر آن علاقهمند به سخنراني طولاني بدون توجه به خستگي حاضران مجلس، به شيريني شرح خاطرات سفر ايرانگردي با پيكان كهنه براي مديران استان كه به قول راوي«لاستيكش صاف شده بود عين قلب من!»، به تلخي طنزهاي تاريخي سخن دولتمردان عادل از رفاه و توسعه و آزادي و عدالت و مهرورزي با مخالفان و رضايت مردم!
پس از سرود درود و اداي احترام به حضور حضرت حاضرش، اين حديث نفيس و وجيزه نقيضه سكرآور به ظاهر كه باز زهر در شكر و دردي ديرين دارد ،خطاب عتاب آلود ديگري است به محضر آن پرچمدار پركار و پرهيزگار عدالت در كردستان ؛ تقديمي از همان خبرنگار اخراجي كذايي كه همه ناموفقيتهاي دولت و استاندار استاندانش زير كلاه او بود و اينك كه به لطف دولت و در راستاي اشتغالزايي و برقراري عدالت و توسعه و تحمل مخالفان ،سرش بيكلاه مانده ، شكوفايي و آزادي و توسعه و عدالت و مهرباني و ارزاني و بساماني و نشاط و امنيت پايدار و وفران نعمت و كفران عيوب و احساس خسران دشمنان و مهمتر از همه بوي نفت سفره ساكنان خطه كردستان را فراگرفته و ملالي در خلال زندگي مردم مشاهده نميشود. باري خوشبختانه اين شقالقمر و شاهكار و اين كار كارستان و «كلاهبرداشتن» از سر اين قلم به دست قلم به مزد و شكسن قلم پاي او ميسر نبود مگر به كمك برخي قلم به دستان رجز خوان وتلاشگران جنگ زرگري و البته آن گونه كه تهديد ميكردي«عاقبت بخير»شد و نسيم خنك مهرورزي كلاه و مخلفاتش را با خود برده واينك سرش بيكلاه مانده، گرچه خود در خيال خام است كه « در سر عقل بايد، بيكلاهي عار نيست».
.
گمان مبر به پايان رسيد كار مغان/ هزار باده نخورده در رگ تاك است
به هر حال به حول قوه «خداي حبيب نجار» كلنجار با نجار را جار ميزنيم ....
به غير از مدح و ثناي خود هيچ انتظاري از مطبوعات نداشتي و البته نگذاشتي و به خيال خود براي آشتي دسته گل كاشتي! آنها بايستي مينوشتند«نجار، فرزند كردستان» تا آن فرزند كردستان! هم با لباس كردي بگوید«ماليئاوا»...
نامه اول نامه دوم نامه سوم نامه چهارم
ادامه مطلب
چهارشنبه بیستم شهریور 1387-14:44 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گزارش گفتگویی با خبات مولودی به بهانه انتشار آلبوم "گولی"
فیض اله پیری: برای وردود به شخصیت «خبات مولودی» باید از حیران آغاز کرد، هنرمندی که وجود او را این آهنگ موکریانی در خود هضم کرده است. به استادی تمام «حیران» موکریان را کاویده و هر آ«چه که تصور کنی که در حیران باشد در خبات نیز هست. اگر سر رشته سخن پیرامون این هنر را به دست گیرد تمام ابعادش را برای تو شرح می دهد؛ از حیران خوانهای مشهور گرفته تا محتوا و موضوعات حیران. آن گونه که خود می گوید در نخستین اثرش با نام «گولی» یک تیر و دو نشان زده، هم اثری شاد و جوان پسند خلق کرده و هم به احیای آثار فولکلور پرداخته است. چهره ی جوان او با اثری حرفه ای که خلق نموده – که حتی منتقدانش نمی توانند از پرمحتوا بودن آن بگذرند – همخوانی ندارد. تلاش گری خستگی ناپذیر در عرصه موسیقی بوکان است و اینک به دنبال شناسایی و احیای گنج خفته موسیقی، پژوهشی جدی آغاز کرده است. حیران های و مقام های منطقه «فیض الله بیگی» بوکان را مطالعه می کند و حاصل تلاشش تاکنون جمع آوری 150 حیران این منطقه است که جمع آوری هر کدام از آ«ها یک اثر فولکلور که تنها کاستی از آن در خانواده ای وجود داشته، بدون اطلاع صاحب خانه آن اثر را به دست آورده، ضبط کرده و سپس به صاحبش بازگردانده است. موردی دیگر که او شرح می دهد؛ مقام های بوده گاهی زنان که در مدح مردگان قبرستان می خواندند و خبات در عزاداری هم به دنبال ضبط و جمع آوری این آثار بوده است.
«گولی» نخستین اثر موسیقی این هنرمند 29 ساله بوکانی است که شامل دو حیران موکریانی، چند مقام ماموستا «سیوه» و دو آواز جدید که خود ساخته، به همراه چهار اثر فولکلور می باشد که به شیوه ای زیبا و حرفه ای ضبط و ورانه بازار شده است. مادرش به آوازهای منطقه فیض الله بیگی آشناست و به قول خبات از صدایی خوش نیز برخوردار است. خود از کودکی آواز می خواند و به صدای هنرمندان بزرگ گوش فرا می داد.
از سال 76 به طور جدی این هنر را دنبال کرد و در کلاس های استاد «مینایی» و دیگران شرکت می جست. او می گوید: «بعد از اتمام دوران سربازی با موسیقی موکریان آمیخته شدم و حیران های این منطقه را به طور جدی دنبال می کردم. از ماموستا سیوه که خدمت زیادی به موسیقی کرده است، تاثیر فراوان گرفتم و شیدای صدایش شده ام. مقام هایی مثل «عایشه گول»، «سحر»، «بهاره»، «گولی» و ... را با استادی تمام اجرا کرده و من هم کارم را به نام «گولی» که یکی از آثار اوست ضبط و منتشر کرده ام.
خبات البته از انتقال بعضی از آثار موسیقی به فارسی و عربی انتقاد دارد. اما از دست آوردهای موسیقی کردی نیز حمایت می کند و بر این باور است که هر کاری هم اگر کم ارزش باشد، والامقام است.
* به نظر شما چه کسانی در سال های اخیر در موسیقی کردی تاثیرگذار بوده اند؟
- من در آ« حد نیستم که در مورد کار بزرگان موسیقی نظر بدهم که حتی آثاریشان از ایران هم فراتر رفته است. گروه کامکارها خدمات بزرگی به موسیقی کردی داشته اند. هر چند می توانستند بیشتر از این به موسیقی کردی خدمت کنند. هنرمندانی توانا هستند و از خواننده ای حرفه ای بهره نمی برند که به هر حال شاید دلایل خاص خود را داشته باشند. کامکارها می توانستند گام های اساسی تر بردارند. گروه «شمس» نیز که مقامات و آوازهای منطقه کرمانشاه و آئین «اهل حق» را اجرا می کنند، موفق بوده اند و در حوزه تکنیک و آوازهای ایرانی دستی توانا دارند و زحمت فراوان کشیده اند.
شاید آنچه که موسیقی کردی را برای خبات جالب کرده، تنوع موسیقی کردی باشد که در نخستین اثر او این تنوع نیز هویداست؛ چه آ« هنگام که «ریزه خالها» را می خواهد و یا همخوانی اعضای گروهش که همگام با او در پس آوازها می آیند. او می گوید: پا به پای تنوع فرهنگی کردی موسیقی هم متفاوت است. کرمانشاه، ایلام و ... هر کدام انشعاباتی از موسیقی کردی را دارا هستند و با امنطقه سنندج و فیض الله بیگی بوکان متفاوت است.
تعمق و مطالعه خبات در شناسایی «حیران» جالب توجه است. هر شخص و منطقه ای که ردپایی از حیران را در خود داشته باشد، جستجو کرده است. خود می گوید: شخصی را به من معرفی کردند که حیران گویی تواناست. به دیدارش رفتم. پیرمردی کهن سال بود. صدایش را شقبل از این که به زیر خاک ببرد ضبط کردم و بعد از مدتی فوت کرد؛ اما من خوشحال هستم که نگذاشتم این هنر از بین برود.
هنرمند جوان بوکانی که اخیرا کلیپ ویدئویی مربوط به آثارش را به پایان برده، سه آهنگ جدید را آماده کرده و در اثر جدیدش ارسلان کامکار با او همکاری می کند. «گولی» به عنوان نخستین اثر موسیقی او در تیراژ 30 هزار نسخه تولید و منتشر شد که علی رغم تبلی غات اندک با استقبال علاقه مندان موسیقی مواجه شد. او گروهی مشخص با اعضای ثابت ندارد اما با همکاری تعدادی از جوانان که خود سرپرست آنهاست به تمرین و اجرای آٍارش می پردازد. خبات که در منزل استاد مصطفی شیرزاد نقاش بوکانی با سیروان سخن می گفت، با علاقه مندی و اشتیاق فراوان از گنجینه های مهم در موسیقی سخن می گوید و آن حیران موکریانی است، «موسیقی کردی در منطقه ما آینده ی روشنی دارد. ما گنیجینه های مهمی در موسیقی موکریان داریم که تابلویی بزرگ از موسیقی کردی است» موسیقی کردها – به قول خبات – در عروسی و عزا هر کدام زیبایی زیادی دارد که تلاش زیادی برای جمع آوری و احیای آنها صورت نگرفته و او در منطقه موکریان به طوری جدی این موضوع را دنبال می کند.
خبات معتقد است که در ردیف های ایرانی ریتم های بینظیری وجود دارد. در موسقی کردی هم حیران در تمام خود بی نظیر است که به شیوه ای منظم اجرا می شود» ما باید این موسیقی را در بانک اطلاعات جمع آوری و ضبط کنیم تا از نابودی آنها جلوگیری شود. حاصل تلاش چندین ساله من گردآوری آرشیوی از این موسیقی فولکلور است».
*اصولا محتوای حیران های کردی چه موضوعاتی را د رخود پنهان دارند؟
- در فرهنگ حیران یک سری درخواست های عاشقانه نهفته است یا دهقانانی که در اوج فلاکت مورد ظلم حاکمان قرار گرفته اند و با نیاز عاشقانه درد خویش را بیان کرده اند. مثل درخواست رعیت از ارباب و عاشق از معشوق خیلی از اشعار عاشقانه کردی در اوج نازکی دارای بار اجتماعی و سیاسی مهمی هستند. برخی اشعار کردی را نمی توان به فارسی ترجمه کرد، چون معادل ندارند و این به گمانم از گستردگی و غنی بودن زبان کردی است؛ هم از نظر تشبیه و هم از نظر استعاره و یا سایر صناعات ادبی. خبات اگر جه در «گولی» از سازهای الکترونیک هم بهره برده اما هنرمندی و مهارت صدا، اثریش را گلی زیبا از باغ موسیقی می نمایاند.
منبع:هفته نامه سيروان- شماره 325 سال هفتم – 21/1/1384
دوشنبه یازدهم شهریور 1387-12:38 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

مشروح سخنراني دكتر«ستار عزيزي» دردانشگاه كردستان
اختصاصی قصر فرهاد:چندي پيش گروه حقوق دانشگاه كردستان كه به تازگي و با مديريت دكتر «مرتضي جوانمردي صا حب» از دانش آموختگان كرد راه اندازي شده ميزبان دكتر«ستار عزيزي» يكي ديگراز اساتيد برجسته كرد در زمينه حقوق اقليتها بود تا آخرين وضعيت دادگاه صدام و شرايط محكومان را براي دانشجويان و افكار عمومي گزارش كند. اين حقوق آموخته جوان سرپل زهابي كه متن سخنان او به طور خلاصه در شماره 43 دوهفته نامه توقيف شده هاوار منتشر شد، همچنين در بخشي ديگر از سخنان خود در تحليلي انتقادي به روند برگزاري دادگاه ، ايرادات حقوقي گرفت و در پايان مراسم به همراه دكتر جوانمردي به سوالات دانشجويان پاسخ گفت . متن حاضر مشروح كامل سخنان دكتر عزيزي است كه جهت بهره علمي و خبري علاقهمندان و دانشجويان آمده است .لطفا در صورت استفاده منبع ذکر شود.
ادامه مطلب
پنجشنبه هفتم شهریور 1387-12:19 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

این گزارش به مناسبت اولین سالگرد مرگ مرحوم مهندس ادب تهیه و در ویژه نامه ای به همین مناسبت در هفته نامه ندای جامعه چاپ و منتشر شده است. در متن چا پ شده بخشهایی از گزارش به دلیل کمبود جاحذف شده که در متن حاضر به صورت کامل آمده است
.
فیض اله پیری:مرداد ماه امسال براي كردها و بويژه مردم سنندج پيش از آنكه گرمايش آزار دهنده باشد، روزهايش ياد آور خاطره تلخ و اندوهناك وداع با يكي از فرزندان صديق و نماينده مبارز وآزاديخواه اين خطه در پارلمان شوراي اسلامي است؛ مهندس «بهاءالدين ادب» كه 25 مردا ماه سال گذشته چهره در نقاب خاك كشيد و به همين سادگي يك سالگي مرگش نيز فرارسيد. انگار همين ديروز بود كه خبر مرگش نا باورانه در گوشها زمزمه شد و كردستان و ايران _ كه دوستداران آزادي را در سراسر جهان _ عزادار كرد. سياست پيشه تكنوكرات و مهندس نامي كرد در مجالس پنجم وششم ايران كه سال پيش همين ايام از ديدهها رفت و خبر مرگش در سراسر جهان پيچيد. اما بيشتر از پيش در خاطرهها و ياد ها جاي گرفت.هم ياران سياسي و عمراني و هم مردم كوچه و بازار در مناطق كردنشين و از جمله سنندج ، او را هر گز از ياد نخواهند برد. چنانكه در غروب زندگياش در فراق او گريستند و اشك حسرت ريختند. ادب در حقيقت در دل مردم جاي داشت و اينك كه مردمان سرزمينش را تنها گذاشته است، هنوز تصاوير او بر كويوبرزن و مغازهها، مبارزات پارلماني و انديشههاي انساندوستانه او را ياد آوري ميكند و البته دفاع از مردمي مظلوم و محروم در غرب ايران. چنين است كه مردمان با ديدن تصاوير ادب، نطقهاي آتشين، شور حمايت از مظلومان ونيز دغدغههايش در مورد كردها را تحليل مي كنند. حضور او در قلبهاي موكلانش چنان است كه بيشتر كساني كه در يك سال گذشته به بهشت محمدي سنندج مي روند، قريب به احتمال در كنار آرامگاه او حضور مييابند و فاتحهاي به روحش هديه مي كنند. البته روزهاي نزديك به اولين سالمرگش، حضور دوستداران او بيشتر نمايان است. . .
ادامه مطلب
شنبه بیست و ششم مرداد 1387-20:58 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

گفتگو با مختار زارعی فعال دانشجویی کرد
به مناسبت اولین سالگرد وفات نماینده فقید مردم سنندج دیواندره و کامیاران در مجلس
– جنابعالی نماینده دانشجویان کرد در شورای نه نفره موقت جبهه متحد کرد بودید و فرصت آشنایی از نزدیک را با مرحوم مهندس ادب داشتید خیلی مختصر بفرمایید ادب را چگونه دیدید؟
*اولاً توضیح اینکه بنده نماینده تمام دانشجویان کرد نبودم بلکه منتخب اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد برای حضور در شواری مذکور به منظور تدوین بیانیه اعلام تأسیس جبهه بودم دوماً برای شناخت چنین افرادی ، لزوماً آشنایی و ارتباط رودر رو از اهمیت خاصی برخوردار نیست خصوصاً که هدف شما اطلاع از ویژگیها و خصوصیات فردی و اخلاقی ایشان نیست و اگر چنین باشد نزدیکان و اعضای خانواده ی آن مرحوم شایسته ترند . اجازه بدید از منظر یک فعال سیاسی و جسارتاً انتقادی موضوع را پیگیری کنیم . ما عادت کرده ایم بزرگان را بزرگتر از حد واقع نشان دهیم و نهایتاً از ایشان چنان تا بویی درست کنیم که حتی روشنفکران هم جرأت نقدش را نداشته باشند . امیدوارم مرحوم ادب دچار این ندانم کاری ما نشود در هر حال کارنامه ایشان هم قابل ارزیابی است . خصوصاً آنکه با ورود به حوزه عمومی و ایفای نقش یک پارلمانتار بیشتر سزاوار ارزیابی و بررسی است . من معتقدم مهندس ادب وارث اندیشه ای غلط از جنبش کردی بود که هنوز هم فعالان سیاسی و حتی روشنفکران ما گرفتار آنند و جسارت خروج از آن را پیدا نکرده اند ؛ اندیشه شرم از کسب قدرت و پذیرش تبعات آن . موضوع سیاست ، قدرت است و کار ویژه فعال سیاسی ، کسب قدرت . مهندس ادب اگر چه در قامت یک فعال سیاسی ظاهر شد اما کسب پایگاه اجتماعی را کار ویژه خود قرار داده بود .
_ آیا کسب قدرت سیاسی بدون پایگاه اجتماعی حتی در جامعه غربی متصور است ؟ خصوصاً اگر دروازه حضور در قدرت را از مسیر حضور در انتخابات و کسب رای مردم انتخاب کند ؟
* البته که کسب قدرت نیاز به پایگاه اجتماعی دارد و اساسا سرمایه اجتماعی برای یک جریان سیاسی ، ضرورت است اما یک سیاستمدار همین سرمایه اجتماعی را هم خرج کسب قدرت می کند . امری که فعالان سیاسی کرد از آن شرم و ترس دارند .
_ ترس از چی ؟
* از دست دادن مردم .
_ حتی در یک جامعه دمکراتیک هم قدرت برای مردم است؟
* یک فعال سیاسی باید اندیشه سیاسی خود را دنبال کند و مشخص کند در پی اجرای کدام مدل سیاسی است . البته که معیار برتری مدل های سیاسی موفقیت و کسب بیشترین رفاه برای بیشترین مردم است . اما لزوماً و در همه حال بیشترین مردم طرفدار مدل سیاسی تو نخواهند بود در چنین وضعیت هایی سیاستمدار پیشرو از سیاستمدار پیروسوا می شود. سیاستمدار پیشرو ضمن بازخوانی اندیشه ها و روشهای خود سعی اش را در همراه نمودن مردم با اندیشه خود می کند اما سیاستمدار پیرو تسلیم افکار عمومی می شود .
_ اما تغیر افکار و اندیشه جامعه وظیفه روشنفکر است نه سیاستمدار ؟
* اندیشه سیاسی معطوف به عمل سیاسی است . یک جریان سیاسی اعم از چپ ، لیبرال ، مذهبی و ... هم اندیشمند دارد هم فعال سیاسی و فعالان سیاسی به نوعی بازوی اجرائی جریان خود هستند و باید پیرو و مجری اندیشه سیاسی جریان متبوع خود باشند نه پیرو افکار عمومی .
_ پس خرد جمعی چه می شود؟
* تسلیم رأی جمع شدن با پیروی افکار عمومی متفاوت است . فرض کنیم در یک انتخابات آزاد و دمکراتیک مردم رقیب شما را ترجیح دهند . یک فعال سیاسی با روحیه ای دمکراتیک ، تسلیم خواست مردم خواهد شد اما صرفاً به دلیل انتخاب نشدن از سوی مردم اندیشه سیاسی خود را تغییر نمی دهد و تلاش می کند با رفع معایب و تقویت محاسن ، مجدداً افکار عمومی را به سوی خود جلب و آراء آنها را کسب نماید و این یعنی سیاستمدار پیشرو .
_ با این شرایط به نظر شمامهندس ادب پیشرو بود یا پیرو ؟
* جسارت مهندس ادب با حضور در صحنه انتخابات ، جسارتی ستودنی بود سال 74 که ایشان اولین حضور سیاسی اش را با کاندید اتوری پارلمان آغاز کرد فضای سیاسی کردستان چه از چه از طرف مردم وچه از طرف احزاب اپوزیسیون کرد ، تحریم و عدم مشارکت بود . انتخابات را یک نمایش و کاندیدا ها را بازیگران حاکمیت می دانستند (البته هنوز هم تحلیل احزاب اپوزیسیون همان است که بود) اما مهندس ادب که نه فقط کمترین نشانه ای از وابستگی به حاکمیت درکار نامه زندگی اش نبود بلکه حسن سابقه خانوادگی و مقبولیت اجتماعی او ، امکان هر نوع از این دست اتهامات را نمی داد و با حضور خود در صحنه انتخابات به نوعی سنت شکنی کرد و انصافاً مردم هم از لاک عدم مشارکت خارج شدند . و بالاترین رقم حضور در انتخابات بعد از انقلاب را به نام خود ثبت کردند.
_ پس مهندس ادب از کسب قدرت شرم و ترس نداشت !
* نه به همین دلیل باید او را ستود اما هنوز ایشان هم کسب جایگاه اجتماعی را به کسب قدرت سیاسی ترجیح می دادند امری که دارای سنت سیاسی و دیرینه در ایران و کردستان است .
_ آیا اشکالی دارد ؟
* بله . همانطور که گفتیم اولاً کار ویژه فعال سیاسی کسب قدرت است . کسب جایگاه اجتماعی در اولویت نیست دوماً همیشه کسب قدرت و کسب جایگاه اجتماعی در یک راستا قرار ندارند و با انتخاب یکی ممکن است دیگری را از دست بدهید سیاستمدار واقعی نقش خود را به یک فعال فرهنگی اجتماعی تغییر نمی دهد و همچنان سیاسی خواهد ماند .
_ قدرت بدون پشتوانه اجتماعی مشروعیت ندارد
* . اما این یک ایراد اخلاقی است نه سیاسی در ضمن یک فعال سیاسی حرفه ای باید بتواند برای قدرت خود مقبولیت اجتماعی را هم کسب کند .
شنبه بیست و ششم مرداد 1387-11:49 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته

روزنامهنگاري و روزنامهداري در كردستان در گفتگو با توفيق رفيعي روزنامهنگار كرد
دولت نهم يكي از استثناهاي تاريخ دولتمداري در ايران است. دولتي كه تصميمات آني ميگيرد و هرشب يك وزير عوض ميكند،گفتار تند و زباني گزنده در عرصه سياسي اختيار ميكند و حداقل در كردستان تدابيري كه ميتواند به مصالح ملي كمك كند ناديده ميگيرد، نيروهاي كاركشته زيادي را بركنار ميكند، آستانه تحمل در آن به شدت پايين است، طبيعي است كه كارنامه قابل قبولي در عرصه مطبوعات هم نداشته باشد.
وضعيت مطبوعات را اين روزها ميتوان به آساني تشخيص داد. ميبينيم كه خبرنامه هفتگي دولت به بولتن استاندار تبديل شده و چند نشريه نحيف ديگر به سختي نفس ميكشند و اصلاً در بازتاب مسايل كردستان خيلي ضعيف عمل ميكنند و يا نميگذارند چنين عمل كنند. در واقع اوج تضعيف مطبوعات را امروز شاهد هستيم.
كاش به جاي اين همه شعار كه ميدهند، يك برنامه استراتژيك رفع تبعيض مثبت اجرا ميكردند. امروز عمر دولت نهم روبه پايان است و متأسفانه نه تنها در حوزه فرهنگ و مطبوعات بلكه در ديگر بخشها كارنامهاي موفق ندارد.
اراده موجود فعلي تحت هر عنوان و فضايي ادامه يابد به نظر من هزينه بردار است و اميدوارم اجازه ندهند اراده برخي نمايندگان ناپخته دولتي، هزينههاي بيشتري بتراشند.
بااين برخوردها نميتوان منكر واقعيات جغرافياي كردستان شد. اين مطالبات اگر امروز اجازه بيان نداشته باشند، حتما فردا به شكلي ديگر و در جايي ديگر خود را نشان ميدهند. البته من اميدوارم اين برخوردها كه امروز توسط نماينده دولت صورت ميگيرد، نتيجه انديشه چند نفر محدود باشد و نه تمامي حاكميت. اگر اين شيوه تعامل، روش كلي حاكميت است به نظرم بايد نگران بود. اما با اين حال نميتواندبهعنوان استراتژي در كردستان ادامه داشته باشد وگرنه رابطه دولت ـ ملت به شدت آسيب ميبيند. وقتي امروز كوچكترين خبر از كردستان به سرعت در تمامي رسانههاي بيگانه منتشر ميشود، نميتوان انتظار داشت كه در رسانههاي محلي منعكس نشود و قطعاً بازتاب این خبرها در سطح بينالملل خطرآفرين است. ما در عرصه تعامل دولت با رسانهها در كردستان نيازمند نگاههاي جديد هستيم. ما نميتوانيم مثل 20 سال پيش مانع انتشار اطلاعات باشيم
.
فیض اله پیری:ويژگيهاي سياسي، قومي و مذهبي و مهمتر از همه جغرافياي خاص كردستان همواره روزنامهنگاري در اين منطقه را با كوهي از مشكلات و چالشهاي اساسي روبه روكرده و نشريات اين ديار خيلي زود به جوانمرگي ميرسند. البته پيش از حيات براي تولد اين نوزادان سزاريني ، بايد از هفتخوان رستم گذشت. علاوه بر اين به دليل نبود پشتوانه صنعتي و بخش خصوص فعال، حيات نحيف موجود صنعتي و مدرني چون مطبوعات در دنياي سنتي كردها هر روز بيش از گذشته سختتر ميشود.مسايلي از اين دست و نگاه دولت به رسانهها را دراين منطقه با توفيق رفيعي روزنامهنگار كرد در ميان نهاديم. او در كارنامه خود علاوه بر فعاليت در مطبوعات سراسري و از جمله حضور حرفهاي در روزنامه همشهري در سالهاي گذشته، در زمان صدارت اصلاحطلبان بر دولت، هفتهنامه سيروان پرتيراژترين نشريه وقت مناطق كردنشين ايران را مديريت ميكرد كه گاهي به چاپ دوم نيز ميرسيد. دركارنامه او همچنين مديريت دوهفتهنامه هاوار به چشم ميخورد كه به علت استقبال مخاطبان گاهي به چاپهاي دوم و سوم نيز ميرسيد اما هاوار هم توقيف شد. درآسيب شناسي وضعيت مطبوعات كردستان رفيعي حرفهاي جدي براي گفتن دارد از اينرو نميتوان در باره مطبوعات كردستان بحث كرد و به آساني از كنار نام او گذشت. وقت مصاحبه را تعيين كرديم و سريع و بدون معطلي گفت: ضبط را روشن كن...
ادامه مطلب
شنبه نوزدهم مرداد 1387-9:35 | | فیض اله پیری | گروه |لینک نوشته























